محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6492

تاريخ الطبرى ( فارسي )

او مصر است و اجازه خواست با محمد نبرد كند و از او بخواهد كه خراج ناحيه خويش را به نزد على فرستد و اين را دستاويز نبرد وى كند . خبيث در اين باره به دو اجازه داد و على دربارهء فرستادن مال به محمد بن عبيد الله نامه نوشت ، اما او طفره زد و تعلل كرد . پس على براى مقابلهء محمد آماده شد و سوى وى رفت و به رامهرمز تاخت كه در آن وقت محمد بن عبيد الله مقيم آنجا بود ، اما محمد مقاومتى نكرد و بگريخت و على به رامهرمز درآمد و آن را به غارت داد . محمد بن عبيد الله به دورترين پناهگاه خويش ، از قلمرو اربق و بيلم ، پيوست و على با غنيمت بازگشت . اين كار على ، محمد را هراسان كرد و نوشت و تقاضاى سازش كرد ، على اين را به خبيث خبر داد و او نوشت و دستور داد كه اين را بپذيرد و محمد را به فرستادن مال وادار كند . پس محمد بن عبيد الله دويست هزار درم فرستاد كه على آن را به نزد خبيث فرستاد و از محمد بن عبيد الله و قلمرو وى دست بداشت . و هم در اين سال كردان داريانى با زنگيان خبيث نبردى داشتند كه زنگيان هزيمت شدند و شكسته شدند . سخن از اينكه چرا ميان كردان داريانى و زنگيان نبرد شد ؟ گويند وقتى محمد بن عبيد الله بن آزاد مرد ، مالى را كه مبلغ آن را از پيش ياد كرديم فرستاد و على از وى و قلمرو عمل وى دست بداشت به على نامه نوشت و از وى بر ضد كردانى كه در محلى به نام داريان بودند كمك خواست كه غنايم آنها از آن على و ياران وى باشد . على به خبيث نوشت و اجازه خواست كه در اين باره بپاى - خيزد ، كه به دو نوشت : خليل بن ابان و بهبود پسر عبد الوهاب را بفرست و تو بجاى باش و سپاهيان خويش را روانه مكن تا از محمد بن عبيد الله گروگانهايى بگيرى كه به دست تو باشند كه به سبب آن از خيانت وى در امان باشى كه وى را خونى كرده اى و اطمينان